734

10 تیر 1394 ساعت 12:16

دیروز قبل از ظهر بلیط برای عصــــ..ــر یخبــندان را رزرو کردم ..

از صبح حال م خوب نبود .. قبل از سحر رانیتیدین خورده بودم و سوزش معده م افتاده بود و بعد از آن دل درد و معده درد شدید اومده بودم سراغم .. ظهر را گذشته بود که روزه م را باز کردم .. معده م حسابی متلاطم بود ..


شهر مثل کوره ای بود که آدم می پخت .. همسر پیشنهاد داد بریم خونه .. سرسختی کردم و گفتم نه .. خوبم ..

رفتیم و روی صندلی ها مستقر شدیم .. از همان ابتدا بوی عطر گرم و تند خانم کنار دستی دلم را به هم پیچاند .. فیلم تلخ بود .. ولی به روی خودم نمی آوردم .. بیشتر به بازی ها دقت می کردم .. با ژاله صـ.ـامتی گریه کردم .. و با مهتاب کرامـ.ـتی .. و با هر بار اوج گرفتن فیلم، عطر خانم کناری بیشتر توی دماغم می پیچید .. کاش قانون میگذاشتند کسی قبل از رفتن به سینما عطر تند و گرم نزنه .. یک فضای بسته است و قرار هست حداقل 90 دقیقه یکجا بنشینی و نمی تونی کنار دستی خودت را انتخاب کنی .. و در اغلب مواقع نمی تونی جای خودت را تغییر بدی ..

.

دیشب همه ی وجودم درد آلود بود .. گرمازدگی توانی برای من نگذاشته بود .. بیشتر از 24 ساعت هست که فقط با آب .. شربت لیمو و گلاب .. و قاشقی مربای بهار نارنج خانگی زنده ام ..

گرما به کنار .. گرد و غبار راه نفس را می بندد ..


.

داستان فیلم اعتیاد و خیانت بود .. امار بالای خیانت و اعتیاد را میدانم .. ولی نمیدانم اینهمه پرداختن به این موارد تا به حال فایده ای داشته؟ اینهمه دیدن تلخی؟ آیا این راه، راهی درست برای هوشیار کردن مردم هست؟؟


.

فکر کنم تقریبا تنها خانم مانتوی جلو بسته پوشیده ی دیروز من بودم !!



نظرات (2)
10 تیر 1394 ساعت 13:17
عطر که خوبه ... من یک بار از بوی عرق خانم مجبور شدم فیلم را ندیده بلند بشم برم. ببینید چه فاجعه ای بود.
پاسخ:
ای واااای
20 تیر 1394 ساعت 20:05
منم حوصله دیدن فیلم تلخ رو ندارم
دیگه تا الان خوب شدی حتما :)
پاسخ:
واقعا دیدنش خوب نیست .. انرژی منفی زیادی به آدم وارد میشه ..
بله خوبم

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد