751

12 شهریور 1394 ساعت 11:31


به دلیل خودخوری های انجام شده از سه شنبه ظهر تا چهارشنبه بعد از ظهر، سردرد وحشتناکی را با خود همراه کرده بودم ..

حس هرکول بودن ِ دست داده به خودم را آدم حساب کردم و به تنهایی دکور اتاق را عوض کردم و تخت را 90 درجه چرخاندم و پاتختی های سنگین را بدون خالی کردن کشوها جا به جا کردم و 5 کارتن موز حاوی کتاب را داخل کمد جا دادم و کارتن آخر خیلی سنگین تر از حد تصورم بود و انگشتم زیر آن گیر کرد و وحشت زده بودم مبادا کلا کارتن از دستم در برود و انگشت های پایم را خرد کند ..  تا همین لحظه جرات نکرده ام به همسر چیزی در مورد کمر گرفته ام و دستهای دردناک و بدن کوفته ام بگویم .. دقیقا نمیدونم چی را میخواستم ثابت کنم که تحمل یک روز دیگر سر کردن با دکور قبل را نداشتم .. و دقیقا در همین لحظه دارم خودم را چپ چپ نگاه میکنم ..

ولی به قول مامان خانه مان مثل قورمه سبزی جا افتاده، بعد از سه سال جا به جایی در حال جا افتادن هست ..

امروز در شرکت موقع گذاشتن کتری برقی روی استندش دستم به لیوان پر از آب جوشم خورد و لیوان دمر شد و من با این حالم، سریع عکس العملی نشان دادم بی همتا .. و مثل قدیما که بازی می کردیم و می پریدیم و می جهیدیم، بالا پریدم و پاها را به اندازه عرض شانه  باز کردم و بعد فرود آمدم و کمی آب جوش روی شلوار جین و کفش های ورزشی ام ریخت و تا به بدنم برسد خنک شده بود .. خدا رو شکر ..

کلاس خیاطی کلا کنسل شد .. از اینهمه حس وظیفه شناسی مربی کمال تشکر را دارم .. و در حال زیر و رو کردن سایت ها برای یافتن کلاس جدید و البته مربی مسئول هستم .. ابدا ناراحت نیستم چون مطمئنم اتفاقات بعدی خیلی بهتر خواهند بود به امید خدا ..

خب همین حالا درد شانه ی سمت چپم هم به دردهای قبلی اضافه شد و من یک مجموعه ی کامل در دآلود شدم :/

.

دیشب بالاخره همت کردم و در رای گیری خندانـ.ـنده برتر شرکت کردم .. لطفا شرکت کنید و از گروه اول به نفر دوم و از گروه دوم به نفر اول رای بدهید .. شاید در همین چند ساعت باقیمانده از فرصت رای گیری، 200 هزار رای برای نفر دوم گروه اول جمع کردم :)


 

نظرات (2)
15 شهریور 1394 ساعت 09:34
من نیز تغیر دکور میخواهم خصوصا تخت90 درجه ای را جمعه با همسر مطرح کردم:))
اما نشد و خودم به سرم زد تنهایی!و بعد از ترس ا ف. ت .اد.گی ر. ح .م
جا زدم و بیخیال شدم
نکن دختر من قبلا این کاراو خونه بابام میکردم:)) پسر خونه بودم
پاسخ:
وااای از چیزی که گفتی وحشت کردم .. نمیدونستم ممکنه این اتفاق بیفته
17 شهریور 1394 ساعت 08:37
ژوله.الیکا عبدالرزاقی.شقایق دهقان .خییلییی دوسشون داشتم .
اه ، بدن درد خر است .
پاسخ:
منم .. البته شقایق رو نه خیلی .. ولی بهش رای دادم ..

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد