میپرسد : فلان قطعه رو موجود داریم؟
میگویم: اجازه بدید چک کنم .. و فایل را باز میکنم تا چک کنم ..

اعلام میکنم ”نه” .. یه دونه داشتیم که استفاده شده ..
.
بعد .. کاشف به عمل میاد که یک عدد موجود داریم .. و تصور میکند موجودی را اشتباه وارد کردهام .. من صدایش را در نمیآورم .. ترجیح میدهم در تصوراتش بی توجه به نظر برسم تا کوووووور !!
.
توضیح اینکه .. حواسم نبود QTY با فرمولی که خودم نوشتهام، مقدار موجودی اصلی هست -بعد از کسر مصرف شدهها-
کلمات انگلیسی کلا دو تا معنی دارن ”بدست آوردن” و ”مانع شدن” .. مگر اینکه خلافش ثابت بشه !!!
یعنی من الان معنی هر کلمه ای رو که فراموش کنم .. یه بدست آوردن یا مانع شدن می بندم پشتش و با احتمال 50% جواب درسته.. مگر اینکه خلافش ثابت بشه :)) .............
.
صبح .. وقتی داشتم می رفتم سمت میز تا وسایلم رو از رویش بردارم .. چند قـــــــدم مانده به میز .. یه چیزی زیر پام گفت ”چیک ” .. یا ”تِق” .. یا ”شیک” یا .. خلاصه آوایی که مفهومش این بود: به دو قسمت مساوی تقسیم شدن .. نگاهم رو که پایین انداختم .. دیدم عینک احسان بود .. و شیشه سمت چپش که به دو قسمتِ البته نامساوی تقسیم شده بود ......................
.
هر عصر با رویای درس خواندن به خانه میرم و بعد از افطار .. کاملا نامحسوس به خواب میرم .. و اینطوری .. زمان است که میگذرد .............
.
.
.
پنج سال پیش ...
با گل و شیرینی آمدی و چشم در چشمم دوختی و پرسیدی ” مهرت چی باشه؟ ” ..
و من گفتم ”عشق و احترام و آرامشی که بهم میدی ” ..
.
و امروز .. من همان قاصدک پنج سال پیش نیستم .. که اگر بگویم هستم، دروغی شاخدار است .. و تو همان احسان آن روزگار نیستی .. که اگر بگویم هستی، چشم بسته ام و تغییر را ندیده ام ..
ولی .. زیادند روزهایی که میآیند و میروند و تو ریز ریز مهرم را به پایم میریزی .. عشق و احترام و آرامش را .. آنقدر زیادند که از شمارششان جا ماندهام ..
بیا چشم ببندیم بر روزهایی که نباید میبودند .. که آنقدر کماند که در کنجی، عنکبوت زده، شدهاند ..
فقط بیا کودکیمان را حفظ کنیم ..
امروز اگر بپرسی مهرم چیست .. میگویم ”عشق .. احترام .. آرامش .. و برق چشمانت .. آنوقت که میگویی دوستم داری ” ........
برق چشمانت را هم مهرم میکنی؟؟
.
.
.